هیچ وقت تا به حال از یا خوشم نیامده... یا یعنی : انتخاب
به نظرم سخت است و شاید تا حدودی ترسناک ...چند مسیر پیش رو داری و باید حرکت کنی و فکر می کنی کدام در مورد هر انتخاب دو انتخاب داری:برگی شوی در دست باد و ندانی به کدامین سو می روی؟به کدام رود می افتی؟یا زیر پای رهگذری له می شوی...تا اینجای کار ،انتخاب اول :انتخاب نکردنیا اسب افسار گسیخته ی وجودت را به سمتی می کشانی و حالا باید با چشم های باز تصمیم بگیری تا مسیر درست را بروی به تابلو ها و نشانه ها خوب دقت کنی و بعد از اینکه همه ی تلاشت را کر
برچسب:
نویسنده: یلدا مهدوی
برچسب:
نویسنده: یلدا مهدوی
برچسب:
نویسنده: یلدا مهدوی
برچسب:
نویسنده: یلدا مهدوی
آینگی
وقتی از جنس آدم های اطرافت نباشی و هیچ جوری نشود از جنس آنها بشوی ، یعنی نه بخواهی و نه بخواهند ... اینجاست که خودت میشوی بهترین دوست خودت ! و پس از مدتی حتی احساس تنهایی هم نخواهی کرد... این یعنی منِ این روز ها
برچسب:
نویسنده: یلدا مهدوی
برچسب:
نویسنده: یلدا مهدوی
برچسب: مرتضی,
نویسنده: یلدا مهدوی
آرزو دارم یک نفس ،بهار باشم
فقط باید بهار باشی
باید بهار باشی که بدانی بهار بودن
،لبخند خدا بودن،
چه حسی دارد...
بهار رد نگاه خداست
نگاه اوست که بوی بهار دارد
به هر کجا می رسد
رنگ بهار می گیرد و نقش بهار می نمایاند
و بهار یعنی زندگی
یعنی خدا هست ، جهان هست و امید هست...
برایت نگاه خدا را آرزو می کنم
فائزه
برچسب:
نویسنده: یلدا مهدوی
تا به حال به خودت فکر کرده ای ؟
به راستی چرا؟
چرا اشرف مخلوقات؟
امروز جایی خواندم:
تا گوهر وجود تو را نقش بسته است
جان محیط بر لب ساحل رسیده است
صد پیرهن عرق گل خورشید کرده است
تا میوه ی وجود تو کامل رسیده است...
من،اشرف مخلوقات،
امروز حس کردم
به زمین مدیونم ،به هوا ،به باران ،به درخت ...
به زمان باخته ام
به دقیقه ها
به ثانیه ها بدهکارم
گاهی امید را نا امید کرده ام
اما ...
چیزی در درونم حس می
برچسب: مخلوقات؟,
نویسنده: یلدا مهدوی
برچسب: دقیقه,
نویسنده: یلدا مهدوی
بعضی وقت ها آنقدر پری
که فقط دوس داری بنویسی...
کاغذ سفید دفتر را پر کنی از خط خطی های دلت!
یا طوماری بنویسی و بگذاری توی یک وبلاگ خاک خورده تا خوانده نشود اما سبک بشوی .
دلم گرفته از آدم ها!
آدم هایی که برای آزارت ،شکستن دلت ،دریغی ندارند...
چه ساده رنگ عوض می کنند و ساده تر از آن چوب صداقتت را میخوری و درد دارد...
آدم هایی که وقتی خوشحالند باید خوشحال
برچسب:
نویسنده: یلدا مهدوی
برچسب:
نویسنده: یلدا مهدوی